صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

مقدمه 15

كسر أصنام الجاهلية

گذشته از اينها خلسه‌ها وتجربه‌هاى معنوي اين حكيم كه در كتاب خلسة الملكوت آمده وبسيار روشنتر وصريحتر از خلسه‌هاى ديگران از جمله فلوطين در انئادها است ، سند معتبر وشاهد زندهء حيث قوى عرفانى وبعد وسيع معنوي اوست . ميرفندرسكى اين بزرگ أستاذ نيز تقريبا جامع علوم ومعارف زمانش بود ، علم را دوست مىداشت وعالمان را مىستود وبه سير وسلوك وتصوّف وعرفان دلبستگى ويژه‌اى داشت . در عرفان نظري صاحبنظر ودر عرفان عملي وسير وسلوك براستى سالكى آگاه ومرد عمل بود . عقيدة بر اين داشت كه نيل به حقايق ودرك وفهم آنها از طريق استدلالهاى منطقي وبرهانهاى فلسفي امكان نمىيابد ؛ بلكه راه وصول به آنها رياضات ومجاهدات شرعي ومكاشفات ومشاهدات عرفانى است . چنانكه سرود : اين سخن را در نيابد هيچ فهم ظاهري * گر أبو نصر استى وگر بو على سيناستى « 1 » ودر مقام اشاره به وحدت وجود چنين گفت كه : اين جهان وآن جهان وبا جهان وبىجهان * هم توان گفتن مر أو را هم از آن بالاستى « 2 » نيست حدّى ونشانى كردگار پاك را * نى برون از ما ونه بي ما ونه با ماستى « 3 » شايستهء ذكر است كه اين عارف راستين وصوفي صافي هم مانند ساير بزرگان در عين ستايش از عرفان صحيح وعارفان روشن ضمير وآگاه وصوفيان صادق ، از متصوّفان جاهل ونادان ، بيعلم وبيعمل وبيكار وبيعار بسختى نكوهش مىكند وآنها را همچون موى بغل وزهار وعضوى فاسد وبيفايده وبيقدر وبيعزّت مىداند ودر سلسلهء معدومات بشمار مىآورد ومىنويسد : « گاه باشد كه در بعض شرايع وأديان

--> ( 1 ) محمد صالح خلخالى ، شرح قصيدهء مير فندرسكى ، ص 11 . ( 2 ) همان ، ص 29 . ( 3 ) همان ، ص 21 .